یادداشتهای پراکنده

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 مرداد 1402 توسط محمدرضا اسدی

آن چنان که از آیات ابتدایی سوره طه استفاده می ­شود طه از نام­ های رسول اکرم(ص) می ­باشد: « طه* مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى؛ طه ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا خود را به زحمت بیفکنی»(طه، آیات2ـ1) از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: « طه، از اسامى پیامبر است و معناى آن یا طالب الحقّ، الهادى الیه؛ اى کسى که طالب حق و هدایت کننده به سوى آن هستى، می ­باشد.»(معانی الاخبار، ص۲۲؛ بحار الأنوار، ج ‏16، ص 86)

علامه طباطبايى در این مورد می ­نویسند: « شكى نيست كه طه‌، از نام‌هاى آسمانى پيامبر(ص) است‌، كه مردم قبل از نزول قرآن‌، نه بدان آگاهى داشتند و نه پيامبر را با آن اسم مى‌خواندند. اين كلمه از يك سو، در لغت معناى وصفى ندارد؛ يعنى، مانند محمد و احمد نيست كه بر معنايى وصفى دلالت كند و ازسوى ديگر، بعيد است كه نامى بى معنا براى آن حضرت بگذارند كه جز ذات‌، معناى ديگرى در برنداشته باشد؛ نتيجه اين كه‌، ناگزير بايد گفت‌: معناى موجود در طه‌ مربوط به آن جناب بوده و با وجود ايشان‌، تحقق‌پذير است‌؛ پس اين كلمه‌، صفتى از شخصيت باطنى آن جناب بوده كه مختص به خود اوست‌ و فرد ديگرى، آن صفت را ندارد؛ از اين رو، مى‌توان گفت‌: طه‌ نامى از نام‌هاى مخصوص آن جناب است كه به معناى«اى كسى كه به طه خطاب شدى» مى‌باشد؛ آن‌گاه به تدريج و بر اثر زيادى استعمال‌، اسم خاص براى پيامبر اسلام‌(ص) گرديد.»(ر.ك‌: تفسيرالميزان‌، ج 14، ص126)



برچسب ها : طه ، پیامبر اکرم(ص) ، قرآن مجید ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 فروردين 1402 توسط محمدرضا اسدی

روشنائی، فروغ، تابندگی، جلوه:

نور خورشید در جهان فاش است **** آفت از ضعف چشم خفاش است

سنائی

پرتو نور از سرادقات جمالش **** ازعظمت ماورای فکرت دانا

سعدی

برای نور تعریف‏ های مختلفی گفته شده ­است که هر کدام بر نوعی از آن دلالت می­ کند. تعریف جامعی که می­ تواند انواع نور را شامل شود این است: «نور چیزی است که به ذات خود ظاهر باشد و غیر را هم ظاهر سازد.»(لسان العرب، ج14، ص321)

ساده‏ ترین تجربه بشر از نور، همان نور حسی است و اغلب مردم فقط آن را نور می ­دانند. در قرآن مجید هم به آن اشاره شده است: «هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَ الْقَمَرَ نُورًا...؛ اوست كسى كه خورشيد را روشنايى بخشيد و ماه را تابان كرد...» (یونس، آیه5) و «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ؛ ستايش خدايى را كه آسمان­ ها و زمين را آفريد و تاريكی ها و روشنايى را پديد آورد با اين­ همه كسانى كه كفر ورزيده ‏اند [غيراو را] با پروردگار خود برابر مى­ كنند.»(انعام، آیه1)

Image for post

بالاتر از نور حسی، نورهای هم دیگری وجود دارند که به آنها فراحسی گفته می ­شود. آنها اگرچه به چشم دیده نمی­ شوند ولی طبق تعریف نور هم در ذات خود، ظاهر و روشن هستند و هم غیر خود را ظاهر و روشن ‏سازند؛ به عنوان مثال: علم، که پیامبراکرم(ص) فرمودند: «العِلمُ نورٌ و ضياءٌ يَقذِفُهُ اللهُ في قُلوبِ أولِيائِهِ و نَطَقَ بِهِ عَلى لِسانِهِم؛ علم نور و روشنایی است که خداوند در دل دوستانش می ­تاباند و با زبان آنها بیان می ­کند.»(قرّة العيون، ص438)

به علم نور گفته ‏شده است، چون هم در ذات خود ظاهر است و هم در پرتو آن مى‏ توان بسيارى از راه‏ ها را شناخت و مجهولات را كشف كرد. بنابراين، نبايد پنداشت كه واژه «نور» تنها بر امور حسّى اطلاق مى‏ گردد؛ بلكه اين تنها يكى از مصاديق بارز و روشن آن است. با توجّه به اين توضيح، مى‏ توان بر «وجود» نيز «نور» اطلاق كرد؛ زيرا وجود در ذات خود، امرى ظاهر و روشن بوده و با تعلّق «وجود» به اشيا، آنها نيز ظاهر مى‏ شوند. به هر حال، نور هم بر «نور حسّى» اطلاق مى ‏شود و هم بر «نور فراحسّى» و چه بسا كه نور حسّى، از نور غيبى فروغ و نور مى‏ گيرد.

اگر علم و معرفت با طلب حقیقت و قدم برداشتن در راه آن همراه شود و عالم، علم را چراغ راه تعالی خود قرار دهد و در جستجوی کمال برآید، ایمان حاصل می ‏شود. در آیاتی از قرآن کریم بر ایمان هم «نور» اطلاق شده است: «أَوَ مَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ آيا كسى كه مرده[دل] بود و زنده‏ اش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم راه برود، چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكي ­هاست و از آن بيرون‏ آمدنى نيست؟ اين گونه براى كافران آنچه انجام مى‏ دادند، زينت داده شده است.»(انعام، آیه122)

Image for post

از طرفی قرآن کریم هم که راه زندگی و طریق رسیدن به سعادت و کمال را به انسان نشان می­ دهد، نور است: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ؛ پس به خدا و پيامبر او و آن نورى كه ما فرو فرستاديم ايمان آوريد و خدا به آنچه مى ­كنيد آگاه است.»(تغابن، آیه8)

اسلام به عنوان آخرین دین الهی حول محور قرآن کریم قرار گرفته و از آن جدا نمی ­شود. بدین جهت آن هم نور است: «يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛ مى‏خواهند نور خدا را با دهان ­های خويش خاموش كنند ولى خداوند نمى‏ گذارد، تا نور خود را كامل كند هر چند كافران را خوش نيايد.»(توبه، آیه32)

خداوند پیامبر اسلام(ص) را به عنوان آورنده قرآن، نور معرفی کرده است. آن حضرت(ص) با سخن و عمل خود نور حقیقت را از ظلمات باطل تفکیک نمودند: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِيرًا* وَ دَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجًا مُنِيرًا* وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلا كَبِيرًا؛ اى پيامبر ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم و دعوت‏ كننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك و مؤمنان را مژده ده كه براى آنان از جانب خدا بخشايشى فراوان خواهد بود.»(احزاب، آیات47ـ45)

از کاربردهای دیگر واژه نور، اطلاق نور بر مصادیق امامت و ولایت و به ویژه حضرت علی(ع) است؛ چون ائمه اطهار(ع) با ولایت و علم خود دنیا را روشن و دل­های مؤمنان را نورانی کرده ‏اند.



برچسب ها : نور ، نور حسی ، نور فراحسی ، قرآن مجید ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت : بلاگ یو
ساخت وبلاگ جدید رایگان خرید بک لینک از همه بلاگ
بستن تبلیغات [X]